تبلیغات
درخت چای
درخت چای
 
نویسندگان
نظر سنجی
خواننده ارجمند محتوای این تارنگار تا چه اندازه مورد رضایت شماست؟






 مسئله هایی بزرگ که به جای علامت سئوال (؟) در انتها آن ها باید علامت تعجب (!!!!!) گذاشت.

جنگ زرگری ترکیب اسمی جدیدی نیست و بسیاری از مطبوعات از آن استفاده می کنند. مخصوصا امروز که بیان جنگ زرگری بین کاخ سفید و کنگره آمریکا بر سر توافق جامع هسته ای با ایران از سوی بسیاری از صاحب تریبون ها عنوان شده است. مفهوم جنگ زرگری را می توان اینگونه عنوان نمود که جنگ و غوغایی است ساختگی و جعلی بین دو نفر، گروه و یا دستگاه و ... که به منظور فریفتن طرف سوم که مشتری و یا رقیب هر دو می باشد بر پا می شود.

حال سئوال ها این  است که:

آیا پروندۀ هسته ای ایران به دست افرادی کاربلد و شایسته نیست؟ آیا وزرات امور خارجه و کارکنان آن با شرایط و اوضاع سیاسی جهان آشنا نیستند؟ و آیا تیم مذاکره کننده و به تعبیری دولت مسئول از صلاحیت این امر برخوردار نیست؟ پس چرا عده ای به طور مداوم بر طبل نشدنی بودن و ضرر کردن طرف ایرانی می زنند؟ چرا تیم مذاکره کننده را با مشتری مقایسه می کنند که هیچ اطلاعی از علم جواهر شناسی در بازار ندارد؟ آیا جنگ زرگری فقط از طرف مقابل می تواند شکل بگیرد؟

برای رسیدن به پاسخ این سئوالات ( که البته شخصی است ) دعوت می کنم مطالب زیر را دنبال کنید...


شناخت ریشۀ تاریخی این مهم ما را در شناخت این حیله بهتر یاری می کند.

 این جنگ که در ایام قدیم یکی از حیله های زرگران برای فریفتن مشتری و فروختن زیورآلات به او بوده است، رفته رفته از بازار طلافروشان فراتر رفته و در ادبیات فارسی به صورت اصطلاح درآمده است. جنگ زرگری بدین صورت بوده است که هرگاه مشتری به ظاهر پولداری وارد دکان زرگری می شد و از کم و کیف و عیار و بهای جواهر پرسشی می کرد، زرگر فورا بهای جواهر مورد پرسش را چند برابر بهای واقعی آن اعلام می کرد و به شکلی ( مانند علامت و چشمک یا فرستادن شاگردش ) زرگر همسایه را خبر می کرد تا وارد معرکه شود.زرگر دوم به بهانه ای خود را نزدیک می کرد و به مشتری می گفت که همان جواهر را در مغازه اش دارد و با بهای کم تری آن را می فروشد ( این بها کم تر از بهای زرگر اولی اما هنوز بسیار بالاتر از بهای اصلی جواهر بود)در این حال زرگر اولی آغاز به جنگ و جدل با زرگر دومی می کرد و به او دشنام می داد که می خواهی مشتری مرا از چنگم در آوری و از این گونه ادعاها. زرگر دوم هم به او تهمت می زد که می خواهی چیزی را که این قدر می ارزد به چند برابر بفروشی و سر مشتری محترم کلاه بگذاری. در این گیرو دار چنان قشقرقی به راه می افتاد و جنگی درمی گرفت که مشتری ساده لوح که این صحنه را حقیقی تلقی می کرد بی اعتنا به سروصدای زرگر اول به مغازه ی زرگر دوم می رفت و جواهر موردنظر را بدون کم ترین پرسش و چانه ای از او می خرید و نتیجه آن بود که مشتری ضرر می کرد و دو زرگر سود به دست آمده را میان خود تقسیم می کردند. ((www.taamolnews.ir/fa/news/72213

اما آنچه مهم است شناخت این حیله و واکنش مناسب با آنان برای جلوگیری از هر گونه ضرر و زیان احتمالی است آن هم در این مهم که عزت ملی در میان است.

به نظر نگارنده برای در امان ماندن از شر این شیطنت ها راهی جز بهرمندی از جواهر شناسی بازار شناس وجود ندارد که نه تنها جنسی به قیمت خریده بلکه شیادان را حیرت زده کند و اجازۀ جنگ زرگری را که ناشی از آگاهی اوست نمی دهد. حال هول و ولای در دل بازار که هیچ ربطی نه به بازار دارد و نه به جیب مشتری چیزی جز خواست و نیت راکد ماندن بازار که نفع عده ای بی کار و دل است نیست. چرا که تغییر حال و شرایط بازار و بهبود آن را برای کسانی که حاشیه سالارند و مواجب خود را از جار و جنال به پا کردن می برند کساد می کند.

ختم کلام


برچسب ها: جنگ زرگری، تیم مذاکره کننده، دولت مسئول، نان به نرخ روز خوردن،  
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ ا.ش چراغ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آیا آنکه به یک درختچه رحم نکند به یک انسان رحم می کند ...
در دوران کوتاه دانشگاه در هیمنۀ واقعیاتی قرار گرفتم که مرا به خویشتن نزدیک می کرد و پیوسته درس هایی از زندگی در کنار دانشجویان واقعی آموختم که هیچ مدرسی نتوانست به بنده بیاموزد. از سال 1386 که انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه صنعتی شاهرود غیر رسمی اعلام شد و تدابیر چرخ دنده ای آن دوران خام و سوخته این نهضت ملی را در سراسر کشور شروع به خرد کردن نمود جمعی از رهروان این نهضت برای حفظ نام، یاد و رسالت انجمن اسلامی و تلاش های بی دریغ جوانان این آب و خاک که جز آزادی، استقلال، حرمت انسانی و صداقت فریادی بر نمی آوردند تصمیم گرفتند درختچه ای را نماد آزادی خواهی و ملیت اندیشی خود قرار داده و با آویختن چای کیسه ای بر شاخسار آن صدای اعتراض و موجودیت خود را به گوش همگان رسانیده و روح پاک و لطیف طبیعت را شاهدی بر صبر و تحمل خویش در برابر کالبد سیاه و زمخت استبداد و خودرایی قرار دهند.
اما در حالی که فکر می کردیم بعد از سالیان سال خزان و انتظار درخت چای به بار خواهد نشست نه تنها احیای مجدد انجمن اسلامی با دسیسه هایی مواجه شد بلکه به دست جفا پیشۀ تحجر و تعصب در تابستان سال 1393 در حالی که میدان خالی از حضور دانشجویان بود قطع گردید و چون همیشه ثابت کرد که نه تنها آزادی خواهی و مطالبه گری بلکه هرچه رنگ بوی تغییر و خلاقیت از خود ساطع کند تدبیری تبری پاسخ آن خواهد بود و دلیل آن فقط نفعی است که از راکد بودن آب دریا به ساکنان ساحل ریا می رسد.
و عجب حکایتی بود آن روز که در کنار تن بی سر این درخت قرار گرفتم و درحالی که دل و جانم به تماشای بند انگشتی از جسم بی جان آن دوخته شده بود دیدن یک چای کیسه ای کهنه و قدیمی که هنوز خود را به سختی بر روی آن نگاه می داشت و از چشم سطحی نگر جلادان زمان خود غافل مانده بود مرا شگفت زده کرد و آنی به اعماق وجودم متبادر گشت که پروردگارا، چه مقاومتی از یک تن بی سر می بینم.
بنابراین بر آن شدیم تا با راه اندازی تارنگاری رسالت آن درخت خوش مرام را شاخ و برگ بخشم و ثابت گردانم که با قطع درخت اندیشه قطع نمی شود، با قطع درخت همت ما سست نمی شود، با قطع درخت امید ما کم نمی شود بلکه مرام مذموم شما آشکار شده و هیچ حرفی را برای زدن باقی نمی گذارد و چنان انگیزه ای را در ما ایجاد می کند که اگر بانیان این عمل قبیح آن را درک می کردند پشت دست گاز می گرفتند و لب می گزیدند.
این تارنگار بر آمده از خاک کویی است که درخت چای از آن روییده و نظرات شما سرور دانا به سان آن چای های کیسه ای است که بر آن درخت آویز می کنید و امروز هر چه در آن می نگاریم و از دیده می گذرانیم میوۀ شیرین و خوش عطر درخت چای است.
آری این مسلک ناجوانمردان و استبدادنصبان است که حتی یک درخت آزادی خواه را تحمل نمی کنند چه برسد به یک جوان آزادی خواه ...
به یاد درخت چای
اگر تبر بزنند به شاخ و برم نمی شکنم
وگر شکنم ز شاخ و تنم قلم قلم فکنم
بنگارم از تن و جان جان فدای آزادی
بنثارم از بر و سر خون فدای آزادی
ا.ش.چراغ
آ.ز.خ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب